شهدای پدافند

1393/8/17 شنبه

جمشید نیک بخت

 



نام و نشان : جمشید نیک بخت

نام پدر : یوسف

تاریخ تولد : 9/10/40

تحصیلات :  دیپلم

درجه : سرباز وظیفه

یگان اعزام کننده : شهرآباد

وضعیت تاهل : مجرد

تاریخ شهادت : 3/5/61

محل شهادت : خرمشهر

نحوه شهادت : اصابت ترکش

         زندگی‌نامه شهید :

شهید نیک بخت اولین فرزند ذکور و دومین فرزند خانواده است که نهم دیماه 1340 در بیمارستان امام رضا(ع) دیده به جهان گشود و محیط خانواده را سرشار از گرمی و لطافت نمود. دوران طفولیت را در آغوش مادر و الطاف پدر به 7 سالگی رساند. در این زمان راهی دبستان شد و بین هم شاگردان بالاترین نمرات را دارا بود و در امتحانات نهایی شاگرد اول می‌شد تا اینکه دوره ابتدایی و راهنمایی را به پایان رساند و قدم به دبیرستان گذاشت و با معدل 39/17 دبیرستان را به پایان رساند. جوانی بود کاملاً مودب، سنگین، مسلمان واقعی و متعهد به انقلاب اسلامی. ایشان عاشقانه برای خدمت سربازی عازم گروه پدافند هوایی شهرآباد گردید و همکاری خود را آغاز نمود تا اینکه کشور بعثی عراق جهت تجاوز به میهن عزیزمان به کشورمان حمله کرد این جوان که به جز عشق به وطن و اسلام چیزی در سر نداشت داوطلبانه راهی جبهه گردید. طوریکه به گفته دوستانشان، پس از 2 مرتبه قرعه‌کشی جهت اعزام به جبهه قرعه به نام ایشان نیافتاد تا اینکه پس از کلی خواهش و تمنا نامبرده را خارج از قرعه‌کشی به‌صورت داوطلبانه به جبهه اعزام می‌نمایند. وی از طریق لشکر 21 حمزه عازم جبهه جنوب می‌شود که پس از چند روز به‌علت اصابت ترکش زخمی شده و به بیمارستان آبادان اعزام و جهت بهبودی به مشهد می‌آید. وی پس از بهبودی، مجدداً خود را به جبهه می‌رساند که بعد از مدتی در سحرگاه عملیات رمضان در تاریخ 3/5/61  بر اثر اصابت ترکش به شانه و گردن و صورت نازنینش به خواسته خود نائل و شهد شهادت را می‌نوشد.

وصیت‌نامه شهید :

} کل نفس ذائقه الموت- هر نفسی مزه مرگ را خواهد چشید. {

به‌نام خداوند قادر متعال، به‌نام آن کسی که آغاز هستی است قبل از پیدایش، و به‌نام نوید دهندۀ حق و برپاکنندۀ انسانیت. به‌نام امام زمان(عج) که روزی خواهد آمد و دنیا را از فساد و تباهی نجات خواهد داد. با درود فراوان به امت قهرمان که با ایمان و خون جوشان خود درخت آزادی و آزادگی را در ایران اسلامی بارور کردند.

حضور محترم خانواده گرامی و کلیه بازماندگان عزیز

آغاز این نامه برای اغلب اشخاص دشوار است چون تنها آغازی است که پایان همه چیز است اما برای من دشوار نیست چون من آن‌را پایان نمی‌دانم بلکه آن را آغازی دیگر می‌دانم، آغاز جهانی می‌دانم که پایان ندارد جهانی که ظلم و ستم و خوشی‌های پوچ در آن نمی‌باشند. جهانی که از تجملات و هوس‌های زودگذر خبری نیست.

 پدر و مادر گرامی اکنون که این وصیت‌نامه را می‌نویسم به کردۀ خود واقفم و به موفقیتی که در آن قرار دارم خرسندم. چه فراوان امت مسلمانی که معنی واقعی زندگی را درک کردند و به من غبطه می‌خورند. من 21 سال دیدم و شنیدم و با عقل خود درک کردم و اکنون می‌خواهم بزرگترین امانت خداوند را که در نزد من است برای او و در راه او و برای ادامه راه شیفتگان او در صورتیکه لایق آن باشم هدیه کنم ولی این خود پرستی است که خود را شایسته این راه بدانم ولی حداقل توانسته‌ام روح خود را از این زندگی پست رهایی دهم و به جایی ببرم که پرهیزگاران و شیفتگان الله در آن زندگی جاویدان دارند.

خداوندا تو بخشنده‌ای، از تو می‌خواهم مرا از آنان بدانی که به من وعده بهشت داده‌ای. پدر و مادر و برادر و خواهر عزیز از شما تقاضا می‌کنم که برای شهادت من نگریید زیرا که من با چشم باز و عقل سلیم راه خود را انتخاب کرده‌ام.

در آخر برای شما عزیزان طول عمر و عزت و احترام در این دنیا و آمرزش و رستگاری در آخرت را آرزو می‌کنم.

 

 

 
 
امتیاز دهی