مقـالات

1396/5/3 سه‌شنبه

حماسه سوباشی

به مناسبت پنجم مرداد، سالروز عروج 19 شهید پدافندی در سایت رادار سوباشی

 


گروه پدافند هوایی همدان در سال 1343 به نام ایستگاه رادار شماره 3 در شبکه پدافند رادارهای پدافند هوایی تاسیس گردید. ایستگاه رادار سوباشی، فعالیت رسمی و عملیاتی خود را در سال 1346 در دو بخش عملیات و بخش نگهداری شروع نمود و همزمان گردان 31 زمین به هوا به استعداد 4 آتشبار سی کت به منظور پدافند از منطقه تحت مسئولیت پایگاه هوایی و ایستگاه رادار همدان در این یگان شروع به فعالیت نمود. در سال 1355 ایستگاه رادار همدان و گردان زمین به هوا که تا آن زمان به صورت مستقل و زیر نظر فرماندهی پدافند هوایی انجام وظیفه می‌نمودند به نام گروه پدافند هوایی همدان تغییر نام یافته و به ماموریت خود ادامه می‌دهد. با تاسیس مناطق چهار گانه در فرماندهی پدافند هوایی، این یگان به نام فرماندهی منطقه دوم پدافند هوایی به مرکزیت همدان نام گذاری شد و تحت امر فرماندهی پدافند هوایی انجام وظیفه نموده است و گروههای همدان، تبریز و آبدانان زیر نظر این منطقه از نظر سلسله مراتب قرار داشت. از سال 1358 مناطق چهارگانه پدافند هوایی منحل و وظایف و مسئولیتهای مربوطه مانند گذشته به گروه پدافند هوایی تحت امر فرماندهی پدافند هوایی محول گردید. سایت رادار سوباشی ، واقع در ارتفاعات سوباشی همدان به عنوان یکی از مهم‌ترین سایت‌های راداری کشور در زنجیره عظیم پدافند هوایی (رادارهای پیش اخطار، رادارهای کنترل آتش، سامانه‌های موشکی زمین به هوا، شبکه دیده‌بانی، توپ‌های ضد هوایی و...) نقش ویژه و موثری در مقابله با تهاجم هوایی رژیم بعثی عراق در زمان جنگ تحمیلی ایفا کرد.




سایت راداری مذکور، ضمن رهگیری هواپیماهای دشمن، کنترل و هدایت هواپیماهای ورودی و خروجی به مرزهای غرب کشور، کنترل آتش سایتهای موشکی ارتش و سپاه، کنترل آتش پدافند هوایی مستقر در منطقه(زمینی ، هوایی ...)، اعلام وضعیت(سفید،زرد یا قرمز) به 13 استان کشور (حدود80در صد از جمعیت کشور ) را برعهده داشت. درواقع رادارسوباشی با تغذیه چندین سایت راداری، سایتهای موشکی زمین به هوا وسامانه های توپ ضد هوایی، آسمان کل منطقه غرب، بخشی از شمال غرب و جنوب غرب را تحت پوشش خود قرار داشته و دارد
.
با توجه به اهمیت مناطق یاد شده به عنوان معابر نفوذ هواپیماها و بالگردهای دشمن (ویا هر نوع هواگرد دیگر)، از وجود قویترین نفرات که در سطح آموزش بالاو مهارت بی نظیر باشند در سایت راداری فوق استفاده می شد. به دلیل عملکرد مناسب این سایت راداری که همچون یک دژ مستحکم در برابر حملات هوایی رژیم بعثی عراق ظاهر می شد خلبانان عراقی همواره از نزدیک شدن به سایت رادار سوباشی و سایت ها و مواضع ضد هوایی اطراف آن وحشت داشتند به همین دلیل آنها در برخی مواقع حریم دفاعی سایت فوق را دور زده و از سایر قسمتها (جنوب یا شمال کشور) وارد حریم هوایی جمهوری اسلامی ایران می شدند و این مسأله زحمت عراقیها را جهت دستیابی به اهداف خود سخت تر می‌کرد.
با توجه به موارد اشاره شده، عراقیها شدیداً در تلاش بودند که سایت راداری فوق را مورد حمله مستقیم و انهدام قرار دهند.
157 مرحله حمله عراقیها به سایت سوباشی واستفاده آنها از موشکهای ضدرادار و ناکامی در مختل کردن عملکرد سایت فوق، گواهی بر هوشیاری دلیرمردان پدافند هوایی داشته است. این ناکامی ها و استمرار موفقیت کارکنان غیور سایت سوباشی، منجر به بروز کینه ای عمیق از عملکرد پدافند هوایی خصوصا سایت راداری فوق در دل فرماندهان نیروی هوایی عراق شد به گونه ای که ژنرال سعید شعبان، فرمانده وقت نیروی هوایی عراق در مصاحبه ای با بخش فارسی رادیو بغداد با عصبانیت عنوان می کند: « به هر طریق ممکن افتخار نابودی پایگاه سوم شکاری همدان و سایت رادار سوباشی (حتی اگر خلبانان عراقی نتوانستند) باید نصیب خودم شود.»
عمق کینه توزی عراقیها نسبت به عملکرد سایت راداری فوق از آنجا مشخص می‌شود که علی رغم پذیرش قطعنامه 598 در 27 تیر ماه 1367، حمله ناجوانمردانه عراقیها در 5 مرداد همان سال (حدود یک هفته پس از پذیرش قطعنامه) انجام شد. در واقع ارتش بعث با از میان برداشتن سایت رادار سوباشی در پی دستیابی به دو هدف اصلی بود. با انهدام سایت سوباشی عراقیها سعی در پاسخگویی به عقده سالها حقارت در برابر اراده پدافند همیشه بیدار جمهوری اسلامی ایران با ناجوانمردانه‌ترین شیوه نبرد داشتند. هدف دوم تسخیر آسمان منطقه عمومی نبرد جهت تسهیل پیشروی نیروهای سطحی منافقین بود. در این راستا مرور خاطرات سرلشگر وفیق السامرایی (از مدیران اصلی استخبارات عراق در آن زمان) خالی از لطف نیست. وی می گوید : « در عملیات مرصاد ماموریتهای مشخصی برای نیروهای هوایی و هوانیروز عراق به منظور پشتیبانی از عملیات تعیین گردید و اهداف از طریق عکسهای هوایی و اطلاعات استخباراتی شناسایی گردید. هواپیماهای جنگنده میگ23 و میراژ اف-1 عراقی به منظور حفاظت از نیروهای عمل کننده در برابر دخالت احتمالی نیروی هوایی ایران، اقدام به پروازهای گشتی مسلحانه و برقرارنمودن پشتیبانی هوایی نزدیک نمودند. »
پس از شروع تجاوز منافقین کوردل به خاک پاک کشورمان در 3/5/67 و آغاز عملیات مرصاد، بر اثر یکی از تجاوزات هوایی عراقیها در 4/5/67، رادارسوباشی مورد اصابت بمبی قرار می گیرد که در محوطه سایت منفجر شده و بر اثر انفجار فوق، سقف اتاق عملیات دچار ریزش شده و تکه ای ازآهن سقف بر سر شهید فرهاد دستنبو اصابت کرده و منجر به مجروح شدن وی می‌شود، اما این شهید بزرگوار درآن روز با سر باند پیچی شده همچنان به ادامه ماموریت خود مشغول می شود.

روز 5 مرداد 1367 شرایط منطقه آنچنان حاد بود که کلیه مسئولان ستاد پدافندهوایی در سایت سوباشی به سر می‌بردند. با توجه به حجم بالای کار، تقریبا هیچکدام از کارکنان سایت، موفق به صرف ناهار نمی‌شوند. تعدادی از کارکنان نیز با توجه به اینکه در شیفت شب قبل به سر می‌بردند داوطلبانه همچنان مشغول به انجام وظیفه بودند. هواپیماهای عراقی در دسته‌های پروازی 30 الی40 فروندی پی در پی منطقه عمومی نبرد را مورد بمباران خود قرار می دادند تا در اراده پولادین دلیرمردان ارتش اسلام خللی ایجاد کرده و موفقیت را نصیب منافقین وطن فروش نمایند تا اینکه در ساعت 16:04روز 5 مرداد 1367 هواپیماهای عراقی که در دستیابی به اهداف خود در بمباران شهرهای غربی کشور و تسهیل پیشروی منافقین ناتوان مانده بودند در بازگشت از ماموریت شکست خورده خود، بوسیله موشک هوا به زمینی که از فاصله‌ای دور شلیک شده بود اتاق عملیات سایت سوباشی را منهدم کرده و 19 نفر از کارکنان آنرا در همان لحظه به شهادت می‌رسانند. حضور آگاهانه کارکنان سایت، تا آخرین لحظه (علی رغم اینکه تعدادی از آنها در زمان استراحت خود و داوطلبانه در محل عملیات حضور پیدا کرده بودند) و با توجه به وجود امکان خروج از سایت و عدم استفاده از امکان فوق و اطلاع از عاقبت حضور و شهادت و پایمردی و انجام وظیفه تا آخرین لحظه، منجر به این شد که نام سایت سوباشی در تاریخ ثبت شده و حضور کارکنان سایت سوباشی، حماسه‌ای عاشورایی تعبیر گردد.



اگرچه سایت رادارسوباشی با این حمله ناجوانمردانه مورد اصابت قرار می‌گیرد اما ارتش بعثی در دستیابی به هدف دوم خود که تسخیر آسمان منطقه عمومی عملیات مرصاد بود ناتوان ماندند زیرا دلیرمردان پدافند هوایی جمهوری اسلامی ایران، دوشادوش هوانیروز قهرمان و نیروی هوایی سرافراز،آنچنان قدرتمند در برابر بعثی ها و منافقین ظاهر شدند که نیروی هوایی عراق جز فرار و شکست طرح پشتیبانی منافقین، چاره‌ای دیگر نداشتند و شکست سنگین منافقین درس عبرتی شد برای کرکسان و لاشخوران که دیگر چشم طمع به این خاک دلیرپرور ندوزند.



در واقع عملکرد پدافند هوایی در عملیات مرصاد و حتی پس از شهادت زبده ترین کارکنان خود در سوباشی نشان دهنده این مطلب است که غیورمردان پدافندهوایی هرگز در برابر هیچ نوع تهدیدی هراسی نداشته و در راه دفاع از آرمانها و اعتقادات خود هر شهید پدافندی را سند افتخار و برگ زرینی بر عملکرد خود دانسته و با تبدیل تهدیدها به فرصت به هر طریق ممکن اجازه حضور ناپاک دشمن در آسمان مقدس کشور را نخواهند داد. در پایان یاد شهیدان قرارگاه پدافند هوایی خاتم الانبیاء(ص)، خصوصا شهدای سرافراز سایت سوباشی را گرامی می داریم و به روح بلند و ملکوتی ایشان درود و سلام می فرستیم. یادشان گرامی و راهشان پررهرو باد.
سید جلال موسوی




 
 
مسافری از بهشت
خاطراتی از سرهنگ کنترلر شکاری شهید فرهاد د ستنبو
تهیه کننده سرهنگ بازنشسته محمدرضا عاروان
 
بیوگرافی :
سرهنگ کنترلر شکاری فرهاد دستنبو در سال 1330 در شهر سنندج متولد شد .وی پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی و متوسط و اخذ دیپلم در سال 1351 به استخدام نیروی هوایی ارتش در آمد و با گذراندن دوره های نظامی و تخصصی ، به عنوان افسر کنترلر شکاری به جمع بیدار دلان همیشه هوشیار پدافند هوایی پیوست .
وی همچنین در حماسه دفاع مقدس با حضور در مواضع مهم پدافند هوایی کشور ، منشا خدمات ارزشمندی بود .
سایت سوباشی
سایت سوباشی << سوباشی >> یکی از سایت های مهم و مستحکم پدافندی و بعنوان یک سد محکم دفاع هوایی در غرب کشور همواره از افتخارات پدافند نیروی هوایی ارتش ، در کل نیروهای مسلح ایران بوده و هست .
ایت سایت با استقرار سایت های موشکی و سایت های پدافندی و جنگ افزارهای توپخانه ای ضد هوایی با نام گروه پدافندی همدان شناخته می شود .
سایت << سوباشی >> چندین سایت راداری و سایت های موشکی و شبکه ی گسترده ای از دیده بانی را تحت فرماندهی مستقیم دارد و کل منطقه ی غرب و بخشی از شمال غرب و جنوب غرب را تحت پوشش هوایی قرار می دهد و به همین دلیل همواره به عنوان یک وزنهی بسیار مهم و محکم به مثال یک دژ مستحکم پدافند ی بویژه در دوران دفاع مقدس مطرح بوده و بواسطه ی همین اهمیت فوق العاده همواره مجرب ترین کادر عملیاتی و قوی ترین سامانه فرماندهی در آن مستقر هستند .
از آنجا که تجاوز هوا پیماهای ار تش بعث عر اق جهت بمباران شهرها و منابع و تاسیسات حیاتی و راهبردی ایران از سمت مرز های غربی صورت می گرفت ، خلبانان عراقی در طول جنگ هشت ساله ، همواره از نزدیک شدن به سایت << سو باشی >> وحشت داشتند و بیشتر اوقات حریم پدافندی این سایت را دور زده ، از جنوب یا شمال وارد حریم هوایی ایران می شدند و همین امر وظیفه این سایت را در دوران جنگ دو چندان کرده بود .
 با این حال عراقی ها شدیدا در تلاش بودند که سایت سوباشی را مورد هدف قرار دهند و سعی داشتند به هر نحوی شده از سد این دژ مستحکم عبور کنند ولی در طول جنگ هیچ وقت این قصد شوم آنها میسر و عملی نشد .
بمباران ناجوانمردانه سایت سوباشی در 5 مرداد 1367 آن هم بعد از پذیرش قطعنامه 598 ، علاوه بر اینکه نشانگر کینه توزی دشمن بعثی بود ، اهمیت و موقعیت بالای راهبردی این سایت را به اثبات می رساند .
 واقعه عاشورایی  پنجم مرداد 67
یکی از بندهای قطعنامه 598 که بیست و هفتم تیر ماه 1367 توسط دولت جمهوری اسلامی ایران مورد پذیرش قرار گرفت ، برقراری آتش بس بین نیروها بود ولی به دنبال عملیاتی که منافقین سرخورده و مأیوس از مرزهای عراق شروع کردند ، ارتش بعث نیز مجددا وارد عمل شد و با هجوم ناجوانمردانه و هدفمند آتش بس را نقض کرد و برای جبران ناکامی های دوران جنگ که یکی همان مورد هدف قرار دادن سایت سوباشی و پایگاه شهید نوژه بود ، دشمنی خود را با جمهوری اسلامی ایران عمق بیشتری بخشید .
روز چهارم مرداد هواپیماهای عراقی سایت سوباشی را بمباران خفیفی کردند و ((شهید دستنبو)) در این روز مجروح شد ولی بعد از مداوا دوباره به سایت برگشتند . عملیات زمینی منافقین در حال گسترش بود و در صحنه رزم هوایی نیز عملیات از همان صبح زود پنجم مرداد توسط ارتش عراق شروع شد . یکی از نظامیان که در آن زمان در این سایت خدمت می کرد ، خاطره خود را از این ماجرا اینگونه تعریف می کند :
من حدود سه ماه به عنوان مامور در سایت سوباشی خدمت و با شهدای این سایت افتخار همکاری داشتم . با بررسی هایی که درباره این واقعه انجام داده ام ، دریافتم که با اعلام وضعیت قرمز در ساعت 16 تمامی افراد در تمامی بخش های عملیاتی در داخل سایت بودند و حتی افرادی که در خوابگاه در حال احساس و اهمیت کار و تعصب نظامی گری شان (که این مسئله را همواره در بین کارکنان ارتش همواره دیده ایم) وارد عملیات شدند و خواسته اند که گوشه ای از کار را به دست گیرند و واقعاً ایثار کردند . تمامی افراد با اعلام وضعیت قرمز هواپیماهای عراقی را که به سمت رادار در حرکت بودند مشاهده کردند و با آنکه سنگر در بیرون اتاق عملیات و در یک قدمیشان بود ترجیح دادند وارد صحنه کارزار شوند و تا آخرین قطره خون خود را اهدا کنند . از این رو شهدای سایت سوباشی از جایگاهی ویژه و ممتاز در بین شهدای پدافند و نهاجا برخوردارند . چرا که شهادت را آگاهانه و شجاعانه انتخاب کرده اند . خاطره دیگرم مربوط به زمانیست که من برای ماموریت و ره گیری هوایی به سایت سوباشی رفته بودم . در زمان جنگ افسران کنترل شکاری را در یگان های فعال (اکتیو) برای تبادل اطلاعات و تجربیات مامور می کردند و الان هم این روال ادامه دارد . برای اینکه افراد جدیدتر ، سایت ها و سامانه ها و تاکتیک های مختلف را ببینند و با مناطق مختلف پدافند در کشور آشنا شوند. یک روز نزدیک ظهر که در سایت مستقر بودیم ، وضعیت قرمز اعلام شد . شهید سروان ورامینی پشت اسکوپ رادار نشست . چهار فروند هواپیما از مرز وارد شدند . وی به واسطه تجربه و دانشی که داشت گفت : از این چهار فروند یکی میراژ است . من گفتم : جناب سروان از کجا تشخیص دادید ؟
گفت : از نوع تاکتیکش .
وی بعد از اتمام عملیات ضمن توضیح تاکتیک هواپیماهای «میگ» و«میراژ» و تفاوت هایشان گفت : من از نوع حمله ، سرعت و ارتفاعی که گرفته بود دانستم که یکی از این دو جنگنده میراژ است ... ما هم که بعدتر از مبادی اطلاعاتی نهاجا پرس وجو کردیم تایید کردند که یک فروند از چهار فروند هواپیماهای دشمن میراژ بوده است .
با اعلام وضعیت قرمز در ساعت 16 تمامی افراد در تمامی بخش های عملیاتی در داخل سایت بودند و حتی آنهایی که در خوابگاه مشغول استراحت بودند و می توانستند در عملیات شرکت نکنند ، وارد عملیات شدند و غیرتمندانه به دفاع پرداختند .
فرهاد دستنبو و یاران عاشورایی سوباشی :
رحیم جان دقت کردی؟!چند هدف در محدوده سایت شما وجود دارد! سعی کنید آرامش خودتان را حفظ کنید و تمامی اقدامات لازم را برای مقابله با خفاش های شب پرست انجام بدهید. هدف ها را مجدداً برایت طرح  می کنم ، ضمن هوشیاری کامل ، تلاش کن سامانه های موشکی و مواضع پدافندی (توپ ها) به موقع عمل کنند .جای هیچ گونه نگرانی نیست! با وجود پذیریش قطعنامه ی 598 از سوی ایران ، تجاوز مجدد هواپیما های جنگی دشمن ، چهره ی جنگ افروز و شعار پوچ صلح طلبی بعثی ها را برای مردم دنیا آشکار ساخته است . بچه های پدافند باید ثابت کنند که همچنان مطیع فرماندهی رهبر و مقتدای خودشان (حضرت امام « ره » ) هستند ...
این جملات آخرین مکالمه ی یکی از فرزندان حماسه آفرین این مرز و بوم ، چند دقیقه قبل از شهادتش بود . این صدا ، صدای آرام و مطمئن سروان "فرهاد دستنبو"  بود که به عنوان افسر کنترلر شکاری سایت رادار غرب کشور که از طریق سامانه های ارتباطی ، به سروان رحیم زیانی مسئول یکی از سایت های پدافند هوایی نهاجا در کرمانشاه بود که برای مقابله با چند دسته ی پروازی هواپیما های شکاری دشمن که از سمت مزرهای غربی به حریم هوایی کشورمان تجاوز کرده بودند راهنمایی لازم را می داد . این هواپیما ها قصد داشتند به تلافی شکست مفتضحانه ی نیروهای زمینی کشورشان و منافقان کوردل ، در عملیات ظفرمند          " مرصاد " که طی آن توسط رزمندگان پرتوان اسلام تار و مار شده بودند، مناطق مسکونی و مردم بی دفاع شهر های استان کرمانشاه و همدان را به خاک و خون بکشند اما عقابان تیز پرواز پایگاه سوم شکاری شهید نوژه همدان ، با هدایت و کنترل از سوی سایت رادار سوباشی و سایر عوامل پدافند هوایی در منطقه ، متجاوزان بعثی را در رسیدن به اهدافشان ناکام گذاشتند .
هرچند وقوع این صحنه ها همواره در طول 8 سال دفاع مقدس ، در تمامی مواضع پدافند هوایی وجود داشته و قهرمانان پدافند هوایی در این دوره علاوه بر شناسایی و دفع تجاوز دشمن ، بیش از 200 فروند از هواپیماهای متجاوز را ساقط کرده بودند .
سروان دستنبو  و همکاران وفادارش در آن روز ، با وجود اینکه سایتشان مورد شناسایی هواپیماهای دشمن قرار گرفته بود ، تا آخرین لحظه ی حیات ، سنگر مقدس خود را  ترک نکردند و با حضور مقاوم و استوار خود ، فرامین لازم را از طریق سامانه های ارتباطی به مبادی ذی ربط مخابره می کردند . در آن ساعت هواپیما های دشمن لحظه به لحظه به مواضع آن ها نزدیک می شدند اما فرزندان عاشورایی پدافند بدون کمترین هراسی ، در حال انجام وظیفه بودند و اخطار های پی در پی روی نشان دهنده های صفحه ی رادار که از نزدیک شدن موشک هواپیما ها به سمت سایت آنان حکایت می کرد ، در روحیه ی مقاومشان هیچ اثری نگذاشت و کلامشان این بود که باید تا آخر ایستاد .آن جا( سایت مرکزی ) به عنوان مغز و قلب مواضع پدافند هوایی تحت پوشش در منطقه غرب بود .
فرهاد دستنبو و یارانش نیک می دانستند که ابراز ترس و وحشت و ترک محل کار در چنین مواقع حساسی از سوی آنان ، روحیه ی کارمنان سایر مواضع تحت پوشش را تضعیف خواهد کرد و عدم عکس العمل مناسب از سوی مواضع پدافندی ، به منزله  موفقیت هواپیما های دشمن در رسیدن به اهداف پلیدشان خواهد بود .بنابراین تا آخر ایستادگی کردند و هواپیما های متجاوز عراقی که در اثر کشف و شناسایی و اعلام خبر به موقع و کنترل و هدایت سایت های موشکی از سوی سروان دستنبو و همکارانش در سایت سوباشی موفق نشده بودند به اهداف پلیدشان برسند ، در راه بازگشت از روی شهر ها ، به سمت سایت حمله ور شدند و ظهر عاشورا در سایت سوباشی همدان تکرار شد و این بار با خون سرخ رهروان و شیفتگان حضرت امام حسین (ع) سند افتخار و عزتی ابدی برای فرزندان غیور پدافند هوایی ارتش رقم خورد . سروان فرهاد دستنبو به همراه همرزمانش در تاریخ 5/5/67 ، عاشقانه به سوی معبود پرواز کردند .
گفتگو با فرزند شهید دستنبو
ضمن معرفی خودتان ، خاطراتی را از پدر شهیدتان بیان فرمائید :
و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً... ، من فربد دستنبو ، متولد 1359 و فرزند دوم شهید والامقام دستنبو هستم . در زمان شهادت پدرم هشت سال بیشتر نداشتم . پدرم به خاطر شغل و مسئولیتش ، مدام در ماموریت بود و زمانی هم که از ماموریت برمی گشت ، بعدازظهر به منزل می آمد و صبح اول وقت ، خودرویی از محل کارش به دنبال او می آمد . باز ماموریت بود و انتظار . بنابراین آنچه به نظرم می آید بسیار مختصر است و امروز که نزدیک به 18 سال از شهادت او می گذرد ، تنها جملات کوتاه و کلیدی را که در مواقعی  و روی انگیزه های خاص به اعضائ خانواده گفته بود ، به یاد می آورم . یک روز به من و برادرم (فریور) که 5 سال بزرگتر از من ا ست (و در حال حاضر دندانپزشک می باشد) گفت دوست دارم شما در آینده دندانپزشک شوید. به جامعه و هموطنان خود خدمت کنید . ظاهرا پدرم علاقه وافری به این رشته داشت . نمی دانم چرا این امر برایش میسر نشد و در مسیری قرار گرفت که خدمت بیشتری به دین و هموطنانش انجام داد و سرانجام خلعت زیبای شهادت را بجای لباس سفید پزشکی به تن کرد .
رفتار پدرتان با اعضای خانواده چگونه بود
همان طور که گفتم ما پدرمان را کمتر می دیدیم . اما در زمان کوتاهی که منزل بود با فرزندانش طوری رفتار می کرد که گویی همواره در کنار ماست . نظرات و نصایح خود را به اندازه فکر و ظرفیت فکری هر یک از ما بیان می کرد . گاهی که احساس می کرد ما از نبودش ناراحت هستیم ، برای قانع کردن ما ، از وظایف و مسئولیتی که در وضعیت جنگی کشور بر عهده داشت ، صحبت می کرد . نسبت به خانواده اش بسیار مهربان بود . با کارکنان و افراد زیر دستش با ادب و محبت رفتار می کرد . احترام زیادی برای پدر و مادرش قابل بود ، صبر و بردباری در برابر مشکلات زندگی ، مقابله با تنگناهای موجود و خستگی ناپذیری از نکات برجسته روحی و اخلاقی پدرم بود و من در موفقیت های زندگی و تحصیلی خودم در برخورد با مشکلات  از پدرم الگو پذیری دارم.
خانواده شما با شهادت پدرتان چگونه برخورد نموده اند
البته روبه رو شدن با این قضیه (شهادت پدرم) با توجه به کم سن بودن ما بسیار برایمان دشوار بود تربیت و اداره کردن چهار فرزند کم سن و سال کاری دشوار  بود و این مهم توسط مادر مهربانم که انصافاً نقش بسیار ارزشمندی در تربیت و رشد فکری ، تحصیلی و اجتماعی فرزندان بر عهده داشته است به خوبی انجام گرفت ، در حال حاضر خداوند قادر متعال را شاکر هستیم اگر خانواده ما را انتخاب کرد قطعاً این ظرفیت را در ما دیده بود که این سعادت را نصیب خانواده ما کرده است ، من بعد از شهادت پدرم لحطه به لحظه وجودش را در کنارم احساس می کنم ، خاطرات کوتاه و بیاد ماندنی ، نصایح ، رهنمودها ، رفتار و کردارش الگو و سرمشق زندگیم می باشد ، الطاف پدر شهیدم ، پس از شهادت هم شامل حال ما شده است ، نمونه ای از عنایت و جایگاه شهیدان را برایتان بازگو می کنم . پدرم علاقه داشت که من و برادر بزرگترم هر دو دندانپزشک شویم چند ماه قبل از شهادت پدرم در سانحه ای دست چپم به شدت آسیب دید که به خاطر شدت آسیب دیدگی از بیمارستان پایگاه سوم همدان ، مرا به یکی از بیمارستان های تخصصی استان همدان انتقال دادند ، پس از عمل جراحی هنگامی که به هوش آمدم مادرم ، برادر بزرگترم و تعدادی از همسایگان را دیدم ، من به دنبال پدرم بودم اما پدرم در بین آنها نبود ، بغض کرده بودم ، نتوانستم صحبت کنم ، از مادرم سئوال کردم چرا پدر نیامده است ؟ مادرم گفت پدرت به خاطر تراکم ماموریت هایش نتوانسته بیاید ، چند روزی در بیماریتان بستری بودم ، روز آخر هنگام ترخیص پدرم با همان روحیه شاداب برای دیدنم آمده بود ، علیرغم ناراحتی از تاخیرش با دیدن چهره خندانش همه چیز را فراموش کردم ، از بیمارستان مرخص شدم ، دستم سه ماه در گچ بود تا اینکه پلاتین ها را از دستم خارج کردند بعد از این ماجرا پدرم شهید شده بود ، چند ماهی از شهادت پدرم گذشته بود ولی با توجه به فیزیوتراپی و ادامه معالجات هنوز وضعیت دستم بهبود نیافته بود ، دستم اصلا حرکت نداشت به همراه مادرم به پزشک معالجم مراجعه کردیم او پس از معاینه گفت استخوانش جوش خورده ولی برای حرکت دستش فعلا نمی توانم نظر بدهم ، تلویحاً از بهبودی دستم ناامید بود این مسئله هم من و هم مادرم را بسیار ناراحت کرد البته ناراحتی من بیشتر برای این بود که در آینده به شغلی که پدرم دوست داشت (دندانپزشکی)دست پیدا نمی کردم ، تحمل این رنج برایم بسیار دشوار بود همان شب پدرم را در خواب دیدم او روی یک صندلی نشسته بود چند نفر به ترتیب پشت سر هم در مقابل پدرم به صف بودند هر یک از َآنها لحظه ای مقابل پدرم توقف می کردند و سپس عبور می کردند تا اینکه نوبت به من رسید با دیدن من خنده ای کرد و بدون این که حرفی بزند دستش را بر روی دست آسیب دیده ام کشید من حرکت کردم ، صبح که از خواب بیدار شدم به راحتی با دستی که قادر نبودم حتی یک برگ کاغذ را از روی زمین بلند کنم پتو را کنار زدم اول متوجه نشدم وقتی که بیشتر دقت کردم یاد خواب شب گذشته افتادم مجدداً دستم را حرکت دادم بله اتفاق مهمی برایم افتاده بود کاملاً می توانستم از دست چپم استفاده کنم ، بلافاصله موضوع خواب و بهبودی دستم را برای مادرم تعریف کردم ، مادرم به گریه افتاد و گفت : فربد جان یادت می آید در بیمارستان بستری بودی و از نیامدن پدرت گله مند بودی ، اگر آن روزها او به خاطر کارش نمی توانست در کنار تو باشد اما مهرش با تو بود و حالا پس از شهادت هم حضورش همواره با فرزندان خود است  و این اتفاق بزرگ (بهبودی دستم) معجزه حضور پدر است و امروز آن معجزه ، مرا در مقابل پدرم و سایر شهیدان مسئول کرده و در آینده به عنوان یک پزشک نمی توانم با این دستی که توسط یک شهید شفا یافته ، کار ناشایست انجام دهم و امیدوارم که با تقویت بنیه علمی و کسب مهارتها در حرفه دندانپزشکی ، یکی از خادمان واقعی مردمان کشورم باشم .
به عنوان آخرین سئوال ، از دیدگاه خود جایگاه خانواده معظم شهیدان در جامعه و رسالت جامعه در برابر شهیدان را بیان کنید.
قطعاً شهیدان راهی را که آغاز کرده اند با آگاهی بوده و برای همین با خدا معامله کردند ، بنابراین خانواده آنها هیچ انتظار و چشم داشتی از ارگانهای دولتی و سایرین نداشته و ندارند و اگر (خانواده شهدا) امتیازی نسبت به سایر افراد جامعه دارند ، عزت و جایگاهی است که توسط خون شهید خود به دست آورده اند ، اما انتظار یادگاران شهیدان از همه مسئولان و افراد جامعه این است که فراموش نکنند اگر امروز پست ، مقام ، امنیت و آرامش در جامعه وجود دارد ، اگر می توانیم با عزت و اقتدار در دنیا حرف بزنیم و در امور اقتصادی ، سیاسی ، علمی و یا هر امر دیگر حرفی برای گفتن داریم ، مدیون رشادتها و ایثارگریهای این دلاور مردان هستیم که با عروج سرخ خود ، زندگی را برای ما فراهم نمودند و با از جان گذشتگی از این مرز و بوم دفاع کردند .در پایان به روح همه شهیدان انقلاب اسلامی و بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی ایران درود می فرستم .
 






 

 
 
امتیاز دهی