مقـالات

1392/5/20 يكشنبه

نقش بارز پدافند زمين به هوا در جنگ 1973 اعراب و رژيم اشغالگر قدس و تاثير آن در دكترين پدافند

جنگ اعراب و رژيم اشغالگر قدس كاتاليزوري بود كه باعث تحول در اصول مبادي و تاكتيك‌هاي پدافند زمين بهوا و ايجاد اصول نوين در دكترين پدافند زمين بهوا گرديد. كه امروزه هم مصداق دارد.

 

 

اگر در منابع مختلف پژوهشي وتحقيقاتي اصطلاح دكترين نظامي را جستجو كنيم منابع و تعاريف گوناگو ني را مي‌توان يافت اما عمومي ترين تعريف در خصوص دكترين نظامي عبارتند از:

«دكترين نظامي چگونگي شركت نيورهاي نظامي در لشكر كشي‌ها، عمليات هاي عمده، نبردها و درگيري ها را به طور مختصر بيان مي‌كند.»[1]
در واقع اين دكترين راهنماي اعمال نظامي استو شامل قواعد سريع و تغيير ناپذير نمي‌باشد. دكترين، يك چارچوب مرجع عمومي براي كل نيروي نظامي است كه به استاندارد شدن عمليات‌ها و تسهيل آمادگي نيروها كمك مي‌كند.

دكترين،تئوري، تاريخ،تجربه و تمرين را به هم پيوند مي‌دهد. هدف آن گسترش ابتكار و تفكر خلاقانه است. دكترين براي نظام در حكم بدنه‌اي مقتدر از عباراتي است كه روش هدايت نيروهاي نظامي را مشخص مي‌سازد و ادبيات خاصي براي طراحان و رهبران نظامي به دست مي‌دهد.

ريشه دكترين پدافند زمين بهوا همان دكترين نظامي مي‌باشد كه از بيش از چهار دهه پيش در خاور ميانه بكار گرفته شد، چندين بار باز نگريو در اين زمان نيز نياز به بروز رساني مي‌باشد.

يك رويارويي بزرگ پدافند زمين به هوا در تاريخ كه نتايج آن در مدارس نظامي تدريس شده و اصول پدافند زمين بهوا از آن منتج شده است. عملياتي است كه در سال 1973 ميلادي رخ داد.

مصر، در اين سال، اقدام به انجام حمله ناگهاني به سمت شرق و عبور از كانال سوئز و آزاد سازي بخش‌هايي از صحراي سينا كه رژيم اشغالگر قدس، آن منطقه را از جنگ1967 تحت اشغال در آورده بود نمود، رژيم اشغالگر قدس كه مواجه با حمله غافلگيرانه‌اي شده بود براي دفع حمله مانند گذشته متوسل به نيروي هوايي خود گرديد ولي علي الرغم انتظار مواجه با پدافند هوايي رمين پايه قدرتمند مصر گرديد كه باعث تزلزل در نيوري هوايي آن شد.

جنگ اعراب و رژيم اشغالگر قدس كاتاليزوري بود كه باعث تحول در اصول مبادي و تاكتيك‌هاي پدافند زمين بهوا و ايجاد اصول نوين در دكترين پدافند زمين بهوا گرديد. كه امروزه هم مصداق دارد.

در يكي از روزهاي اكتبر سال 1973 ميلادي، مسئول مركز آموزش‌هاي پدافند زمين بهوا آمريكا در شهر فورت بليس تگزاس دستور تجمع افسران را در تالار بريفينگ را صادر مي‌نمايد.

در آن بعد از ظهر زماني كه افسران وارد سالن كنفرانس شدند اولين چيزي كه توجه آن ها را جلب كرد يك نقشه بزرگاز منطقه كانال سوئز بود، پس از نشستن تمام شواهد بيانگر آن بود كه مصر در صبح روز 6 اكتبر در طول خط مرزي در سمت راست كانال دست به يك حمله زده است. اين حركت با توجه به عملكرد اعراب در جنگ 1967 فوق العاده جسورانه بود.سناريو جنگ 1973 مشابه سال 1967 بود كه اعراب يك حمله غمفلگيرانه انجام داده بودند، اما در آن سال نيروي هوايي رژين اشغالگر قدس بلافاصله سرعت حمله غافلگيرانه را كند و زمان را براي بسيج ارتش رژيم خود تامين نمود و منطقه از دست داده را باز پس و مناطق جديد دفاعي را در شرق صحراي سينا اشغال كرد.

تصور و پيش بيني از آن جلسه توجيهي در اكتبر 1973 براي كساني كه با جنگ 1967 آشنايي داشتند، اين بود كه در اين حمله نيز نيروي هوايي رژيم اشغالگر قدس بسيار سريع براي پاكسازي ميدان نبرد اقدام خواهد نمود.

با اين حال، در اواخر روز بعد، زماني كه دانشجويان دوره پدافند دوباره براي جلسه توجيهي روزانه شركت كردنهد براي آۀن‌ها تشريح شد كه نيروي هوايي رژيم اشغالگر قدس حمله را آغاز نموده است ولي آن طوري كه انتظار مي‌رفت موفق نشدند و به جاي اينكه مانند عمليات 1967 با پشتيباني هوايي نزديك بر آشمان تسلط يابند مواجه با يك چتر پدافند هوايي مصر، متشكل از صدها سامانه موشكي و جنگ‌افزارهاي زمين به هوا شدند و در چند روز اول عمليات خسارات سنگيني به نيرو هوايي رژيم اشغالگر قدس وارد آمد كه آن نيرو را واردار به اأمل و مطالعه براي فائق آمدن بر اين تهديد جديد نمود. پدافند هوايي مصر به سامانه‌هاي موشكي روسي سام2 و سام 3 و سامانه جديد متحرك برد متوسط سام 6 كه براي اولين بار در عمليات بكار مي‌رفت مجهز شده بود سمانه‌هاي سما2 و سام3 با برد بلند و نسبتاً ثابت براي تأمين دفاع هوايي در ارتفاع متوسط ئ بالا در نظر گرفته شده بود. نيرو هوايي رژيم اشغالگر قدس متوجه نقاط كور رادارهاي سام 2و سام3 شدند، و از آنجايي كه آنها نسبتاً ثابت بودند ، با عكس برداري هوايي به آساني شناسايي و اقدام به حمله هوايي به منظور انهدام آنها نمودند.اما به جاي آن موفقيتي كه انتظارش را داشت مواجه با موشك‌هاي سام6،كه هماهنگ با سمانه‌هاي سام2وسام3 بكار گرفته شده بودند شدند. در عكس‌هاي گرفته شده در عكس برداري هوايي كه تنها چند ساعت قبل از آن نقاط گرفته شده هيچ نشاني كه بيانگر استفاده از سام 6 باشد نبود اما در عمليات مشخص شد كه سامانه هاي سام 2و3و6 و انبوه جنگ‌افزارهاي پدافند ي هماهنگ باهم بكار گرفته شده است، و توانايي مقابله با هر گونه  تهديدي در مقابله با حملات نيرو هوايي رژيم اشغالگر قدس را كسب نموده‌اند به طوري كه آنها مي توانند به مبارزه ادامه دهند.

اما هر سامانه پدافند زمين به هوايي محدوديت‌هاي خاص خود را دارد، و رژيم اشغالگر قدس متوجه شد كه رادار هاي سام 6 در ارتفاع بسيار كم به خ تي اهداف را كشف مي‌نمايند و با استفاده از اين نقطه ظعف حمله به سات‌هاي موشكي را را در برنامه كاري خود قرار دادند . با اين حال، زماني كه رژيم اشغالگر قدس سعي به انهدام سامانه هاي موشكي سام 6 نمودند مواجه با شبكه وسي بزرگ توپ‌هاي ضد هوايي كه به طور همزمان در سراسر منطقه عمليالت ايجاد سد آتش و مانع خطر بزرگ را براي هواپيماهاي اشغالگر قدس كه اقدام به حملات ارتفاع كم نمود شدند.

با تداوم نيروي هوايي رژيم اشاغالگر قدس به تدريج موفقيت‌هايي را در مقابله با واحدهاي پدافند زمين به هوا مصر و تدريجاً برتري هوايي را بدست آوردند. ولي مبارزه تمام نشده بود تا اينكه نيروي زميني رژيم اسغالگر قدس شرق كانال سوئز را مجدداً اسغال و ارتش مصر عقب راند.

با اين حال با وجود شكست كلي مصر، پدافند زمين به هوا مصر  از پيروزي سريع رژيم اشغالگر قدس مانند آنچه در سال 1967 به دست آورده جلوگيري نمود و همچنين يك شوك به دكترين دفاعي كشورها داده شد كه نقش بارز و كليدي پدافند زمين به هوا و تاثر آن در عمليات‌هاي سطحي و چگونگي گسترش و بكارگيري آن ها مي‌تواند در روند جنگ تاثير گذار و روند جنگ را دگرگون نمايد.

درس‌هايي كه از اين جنگ حاصل گرديد باعث شد تا نقطه آغازي باشد براي تشكيل جلسات بررسي تاكتيك‌هاي پدافندي در مراكز آموزش پدافند زمين به هوا اين گروه تمام بهار و تابستان 1974 را صرف تجزيه و تحليل و جمع آوري تمام موراد ويژه‌اي كه در اين جنگ رخ داده نمودندو نتيجه آن توسعه و ارتقاء اصول و قواعد  پدافند زمين به هوا دستورات عمليات، مراجع هماهنگي، و چگونگي جنگيدن با تاكتيك‌هاي پدافندي است. اولين نتيجه‌اي كه از مطالعه اين جنگ حاصل شداصل بكارگيري توده جنگ‌افزار (mass)بود. تاكتيكي بر گرفته از تاكتيك پياده نظام اروپائيان در قرن 17 تا 18 كه با تفنگ‌هاي سرپر (كه بعد از هر تير اندازي زمان نياز است تا مسلح شوند) مجهز بودند پياده نظام براي جبران اين كاستي آرايش نظامي كاملاً فشره‌اي را شكل داده بود و شانه به شانه و دسته به دسته اجراي آتش مي‌نمودند و دشمن هم به همين صورت عمل مي‌كرد و هر كدام سرعت عمل بيشتري داشتند پيروز بودند. افزايش و تعداد نيروي جبران كننده كاستي بود.

مشابه همين مطلب در سال 1973 براي پدافند هوايي مصر كه تجهيزات آن از ضريب احتمال اصبات پاييني يرخوردار بودند با بكارگيري صدها جنگ‌افزار اناجا شد كه آرايش پدافندي ايجاد شده يك پدافند تركيبي از تجهيزات مختلف بود اعم از توپخانه و موشك براي هم پوشاني يكديگر و ايجاد دفاع مقابل. توپ‌هاي ضد هوايي نقاط كور و ارتفاع كم سام 6 را پوشش داده و سام 6 نيز نقاط كور موشك هاي ارتفاع بالا را پوشش داده. اين يك آرايش مكمل بود بطوريكه ناتواني و كاستي سام6 در كشف اهداف ارتفاع پايين به وسيله آتش توپ ضد هوايي كه توان مقابله در ارتفاع پايين را دارند جبران مي‌شود در اين تاكتيك تنوع جنگ‌افزارها اعم از توپ و موشك با فن‌اوري هاي متفاوت استفاده گرديده تا باعث هو افزايي قدرت پدافند هوايي گشته و تركيب جنگ افزارها (mix) به عنوان يكي از اصول كليدي جنگ‌هاي پدافند رغم بخورد.

اين تيم همچنين متوجه شد كه قابليت تحرك پدافند هوايي مصر كه همگام با نيروهاي زميني در جابجايي هاي مختلف از جمله در عبور از كانال سوئز. همراه چتر پدافند هوايي با نيروي زميني در حركت بود و موشك‌هاي سام6 و توپ‌هاي 23م‌م نيورهاي سطحي را همراهي مي‌كردند. اين شرايط مورد توجه تيم تحقيقاتي قرار گرفت و تحرك (mobility) به عنوان يكي ديگر از اصول پدافند زمين به هواي مطرح گرديد.

اصل نهايي و اساي كه در اين زمان حاصل گرديد يكپارچگي (integrity) يگان‌هاي پدافند هوايي و ارتباط نزديك با فرماندهي و كنترل اين اصل در عبارت فرماندهي و كنترل كه اين اصل در عبارت فرماندهي متمركز و اجراي غير متمركز آورده شده است كه اين مفهوم تا اين زمان نيز كاربرد دارد، اصل يكپارچگي از اعراب و رژيم اشغالگر قدس نتيجه‌گيري شد و به عنوان اصل چهارم پدافند زمين به هوا اضافه گرديد.

اعتقاد بر اين بود كه اين 4 اصل حالت نهايي اصول گسترش سامانه‌هاي پدافند زمين به هوا مي‌باشد و بر مبناي آن راهبردها ي 6 گانه چگونگي گسترش و بكارگيري سامانه‌هاي پدافند زمين پايه در ميدان‌هاي جنگ به شرح زير تدوين شد.

·         پشتيباني متقابل mutual support

اولين راهبرد حاصلاز اصل توده جنگ‌افزار (mass) مي‌باشد كه در اين روش جنگ‌افزارها به محوي گسترش مي‌يابند كه آتش هر جنگ‌افزار منطقه مرگ (dead zone) جنگ‌افزار مجاور را پوشش مي‌دهد كه اين منطقه براي جنگ‌افزارهاي توپخانه‌اي كوچك ولي براي جنگ‌افزارهاي موشكي وسيع است. ضرورت تاكتيكي لازم اجراي آتش بر فضا و منطقه سامانه پدافندي مجاور اين است كه فاصله ما بين دو يگان مجاور دوسوم برد موثر جنگ‌افزار باشد كه براي جنگ‌افزارهاي متفاوت مي‌باشد.

·         تعادل آتش balanced fire

هواپيما و موشك‌هاي كروز از هر جهت قادر به حمله مي‌باشنذو، بنابر اين سمانه‌هاي پدافند زمين بهوا مورد نياز بايد طوري گسترش داده شود كه از همه جهت بتواند درگير و دفاع نمايد براي اين منظور از روش گسترش تعادل آتش (balanced fire) منتج شده از اصل توده جنگ‌افزار استفاده مي‌شود در اين روش جنگ‌افزارها طوري گسترش مي‌يابند كه پوشش دور تا دور (رينگي)منطقه را با بردي مساوي در تمام جهت تءمين نمياند و در مورادي بكار مي رود كه سمت حمله و تقرب دشمن مشخص نباشد.

·         پوشش جانبي آتش overlapping fire

براي موقعيت هايي كه در آن واحدهاي آتش به اندازه كافي نباشند از گسترش به روش پوشش جانبي (overlapping fire) كه در اين حالت لبه‌هاي مجاور هر واحد آتش با لبه مجاور جانبي داراي تقاطع مي‌باشد اما فاصله طوري است كه تنمي‌توانند از واحد آتش مجاور پدافند نمايند و خلاء در پوشش دارند استفاده مي‌شود و در هنگام درگيري با هدف يك واحد آتش با هدف مي‌تواند درگير شود كه در مجموع قابل اطمينان نمي‌باشد.

·         پوشش سنگين weighted covrage

در اين روش سامانه‌هاي پدافند زمين به هوا به صورت تركيبي و متمركز در جهت سمت تقرب و تهديد دشمن گسترش مي‌يابند.

·         روش زود درگير شدن early engagement

سامانه‌هاي پدافند زمين به هوا همواره مواجه با حالت تهاجمي جنگنده‌هاي دشمن بوده و با توجه به افزايش برد نقطه رهايي بمب و راكت و علي الرغم بكارگيري روش‌هاي گسترش پشتيباني متقابل يا جانبي يا تعادل آتش هدف در برد موثر جنگ‌افزار قرار نمي‌گيرد براي مقابله با اين امر روض زود درگير شدن(early engagement) بكار مي‌رود تا سطح كارايي  پدافند منطقه پدافند شونده را بالا ببيرند. در اين وضعيت جنگ‌افزارهاي و سامانه‌هاي پدافند زمين به هوا بايد طوري گسترش يابند كه برد موثر جنگ‌افزارشان در فاصله قبل از رسيدن هدف به نقطه رهايي بمب يا موشك قرار گيرد كه اين فاصله بستگي به نوع تهديد و نوع سامانه پدافندي دارد.

·         دفع در عمق defense in depth

در اين روش بتا گسترش سامانه‌هاي پدافند زمين به هوا و سنسورها و افزايش حجم آتش، هدف متخاصم، قبل از رسيدن به منطقه پدافند شونده با چندين بار اجراي آتش مواجه مي‌شود و احتمال موفقيت آن كاهش مي‌يابد اين روش در سامانه‌هاب پيشرفته با فن آوري‌هاي نوين مي‌تواند توسط يك سامانه نيز انجام گردد.

با اين اوصاف و با توجهبه تجهيزات جديد با فناوري  نوين، دقت فوق‌العاده و برد بسيار بالا تهديدات فوق مدرن اعم از هواپيما ، كروز و موشك‌هاي بالستيكي و با كلاهك‌هاي هسته‌اي، جنگ الكترونيك و تغيير محيط عمل از هوا به هوا فضا و تغيير بنيادي جنگ‌هاي اخير كه پدافند هوايي را در لبه اول لجمن قرار داده است.

اين سوال كملكان باقي مي‌ماند كه آيا دكترين پدافند نياز به باز نگري و يا تصحيح ندارند؟


سرهنگ بازنشسته حسين صفري ابهري

 



 

 
 
امتیاز دهی