مصاحبه ها

1394/3/9 شنبه

امیر قاسم فراوان تشریح کرد: ماجرای فرود سالم 16 هواپیمای خودی در روزهای نخست جنگ

مشاور فرمانده قرارگاه پدافند هوایی گفت: ارتش عراق روستاها و پاسگاه‌های ما را بمباران می‌کرد، ما نیز پاسخ‌شان را با زدن بالگرد و هواپیما دادیم و هواپیمای یاک بعثی را در منطقه خوزستان (هویزه) با هفت سرنشین بر زمین نشاندیم.

 


مشاور فرمانده قرارگاه پدافند هوایی گفت: ارتش عراق روستاها و پاسگاه‌های ما را بمباران می‌کرد، ما نیز پاسخ‌شان را با زدن بالگرد و هواپیما دادیم و هواپیمای یاک بعثی را در منطقه خوزستان (هویزه) با هفت سرنشین بر زمین نشاندیم
.   

امیر سرتیپ "قاسم فراوان" مشاور فرمانده قرارگاه پدافند هوایی خاتم‌الانبیاء(ص) و رئیس موزه پدافند هوایی، به مناسبت سالروز آزادسازی خرمشهر در گفت‌و‌گو با دفاع پرس به بیان نقش کارکنان نیروی هوایی در هشت سال دفاع مقدس و اقدامات شجاعانه کارکنان پدافند هوایی پرداخت. ماحصل این گفت‌و‌گو را در ادامه می‌خوانید:

از دانشکده افسری تا جنگ

مهر ماه سال 52 وارد ارتش شدم. دوران آموزشی را در نیروی هوایی طی کردم. نیروی هوایی تصمیم گرفت تعداد 60 نفر از کارکنان خود را برای گذراندن دوره آموزشی به دانشکده افسری بفرستد و بنده نیز جزو آنان بودم.

در زمان تحولات انقلاب در دانشکده افسری بودم. با پیروزی انقلاب اسلامی و پس از آغاز درگیری‌های کردستان به آنجا رفتم. در کردستان به‌عنوان یک نیروی پیاده خدمت کردم و مسئولیت آرپی‌جی زن یا مسئول تیربار را داشتم. جنگ که آغاز شد به‌عنوان ارشد دانشجویان معرفی شدم و نیروهای مردمی را نیز آموزش می‌‌دادم، همچنین در صورت لزوم رزمنده هم بودم.

مسئولیت ارشد دانشجویان دانشگاه افسری را، شهید نامجو به عهده من گذاشت، که حدود 700 نیرو را بین واحدهای مختلف در تمام نقاط جبهه تقسیم کردیم.

آن زمان دانشگاه‌های تخصصی مثل امروز وجود نداشت، تمام دانشجویان ارتش مجموعاً در دانشگاه افسری نیروی زمینی بودند. به همین دلیل در دوره‌های مختلف نیروی زمینی، دریایی و انتظامی نیز خدمت کردم، ولی بیشتر خدمتم در نیروی هوایی و پدافند بود.

اعزام دانشجویان به کردستان

پدافند هوایی در پیروزی انقلاب اسلامی نیز نقش پررنگی داشته است. بنابر پیشنهاد انجمن اسلامی دانشکده افسری امام علی(ع) و تدبیر شهید صیاد شیرازی برای انجام عملیات به کردستان اعزام شدیم. شهید صیاد که در آن زمان سروان بود، با بینش فوق‌العاده و آگاهی‌هایی که داشت، پیشنهاد داد حدود 600-700 نفر از دانشجویان افسری که بزودی وارد نظام می‌شوند، بهتر است در این تحولات شرکت داشته و حقیقت امر را دریابند. حضور در کردستان برای دانشجویانی که در یک محیط بسته خدمت کرده بودند، اثربخش بود. در آن زمان نیز اطلاعات دانشجویان خیلی ضعیف بود، لذا اطلاعات لازم جهت آگاهی افراد ارائه شد.

در 31 شهریور جنگ آغاز شد؛ در حالی که می‌دانستیم تحولات و تغییرات ناشی از تحرکات دشمن مرزها را تهدید می‌کند، اما گمان می‌کردیم یک درگیری مرزی است و به زودی تمام خواهد شد.

در روزهای آغازین جنگ تحمیلی، یگان‌ها و نیروهای رزمی ارتش آماده و مسلح بودند و 17 ماه نیز از تاسیس سپاه می‌گذشت و به نوعی نوپا بود. غالباً آموزش عزیزان سپاهی با دانشجویان، افسران و کارکنان ارتش بود.

نیروهای ما با 16 فروند هواپیمای سی130 وارد صحنه‌ی جنگ شدند.

هدایت هواپیمای غیرمسلح ترابری

می‌توانم یکی از کارهای بسیار شگفت‌انگیز پدافند هوایی را در روزهای آغازین جنگ اینگونه بازگو کنم که خلبان‌های شجاع ما توانستند هواپیماهای سی130 غیرمسلح ترابری حامل 100 نفر دانشجو، سرباز و مسئول را در اهواز هدایت و بر زمین بنشانند. هدایت هواپیمای غیرمسلح در آن روزها که ما با دشمن غیرقابل تشخیص روبرو بودیم بسیار دشوار است. علی‌رغم حمله مکرر جنگنده‌های بعثی، با پشتیبانی پدافند هوایی، در یک روز  16 فروند هواپیمای ترابری به‌صورت سالم در اهواز فرود آمدند.

در روزهای نخست، آتش دشمن از زمین، هوا و دریا شعله‌ور بود. ما با آتش توپخانه، خمپاره، خمسه خمسه و ... بسیار تحت فشار بودیم و در این شرایط هدایت هواپیمای ترابری بسیار دشوار است. این امر برگرفته از هنر خلبان و پدافند هوایی است، زیرا فرود و برخاستن هواپیما بر عهده خلبان است و از طرفی ایجاد شرایط ایمن برای حرکت هواپیما برعهده پدافند هوایی است.

 

 

 

هنگامی که امام خمینی(ره) فرمودند: «دیوانه‌ای سنگی انداخته است» و صدام را به دیوانه تشبیه کردند، تمام ابهت آتش دشمن برای ما کم‌رنگ شد و دشمن را ضعیف پنداشتیم. دشمنی که ادعا کرده بود سه روزه خوزستان را تصرف می‌کند و یک هفته‌ای به تهران خواهد رسید، اما در روز هفتم جنگ، ما این دشمن را از قسمت جنوبی کشور مجبور به عقب نشینی کردیم!

عملیات 140 فروندی هم یک هنر مشترک نیروی هوایی و پدافند هوایی است، پس از تثبیت دشمن، رزمندگان توانستند در تمام جبهه‌های جنگ دشمن را مجبور به عقب‌نشینی کنند. در این امر دو عنصر موثر بود، یک نیروی هوایی و هوانیروز، دوم بخشی که مدیریت بر صحنه نبرد را بر عهده داشت؛ یعنی پدافند هوایی. من این را به‌عنوان شاهد بر صحنه عرض می‌کنم نه یک شنونده.

با دشمنی روبرو بودیم که تا دندان مسلح بود و این در شرایطی بود که ما سلاح‌ و تجهیزاتی مدرنی مانند هواپیماهای آواکس، F16 و سلاح‌های زمینی همچون تانک، انواع رادارها، موشک‌های مدرن ضدهوایی و... که خریده بودیم را برخی از مسئولین دولت موقت پس داده بودند.

گزارش‌های پدافند هوایی و فرمانده اطلاعات شناسایی پدافند هوایی مبین این مساله است که عراق به تعدی مرزهای ما را مورد تعدی و تجاوز قرار داده است. قبل از آغاز جنگ 636 مورد تجاوزات مرزی از انواع مختلف را داشتیم. ارتش عراق روستاها و پاسگاه‌های ما را بمباران می‌کرد، ما نیز پاسخ‌شان را با زدن بالگرد و هواپیما دادیم و هواپیمای یاک بعثی را در منطقه خوزستان (هویزه) با هفت سرنشین بر زمین نشاندیم، و آنان را جاسوس تلقی کردیم، ولی عراق اعلام کرد هواپیمای سمپاشی است و این افراد مهندس کشاورزی هستند و با مذاکراتی که انجام شد، آنها رها شدند. این موضوع برای قبل از آغاز جنگ است.

عملیات ایذایی و ارزیابی قدرت ایران

هدف دشمن از این اقدامات عملیات ایذایی بود. آنها می‌خواستند قدرت ایران را ارزیابی کنند و ما با حملات 140 فروندی روز بعد پاسخ مناسب در خور شأن نظام به آنها دادیم.

زمانی که متخصصین آمریکایی از کشورمان خارج شدند طبق محاسباتشان و حصر کردن وسایل نظامی اعلام کردند که ایرانی‌ها امکان بکارگیری هواپیما، موشک و رادار را ندارند و این حمله 140 فروندی تمام تبلیغات آنان را باطل کرد.

حمله ایذایی تنها ارزیابی توان رزمی ما نبود بلکه می‌خواستد ما را وادار به درگیری کنند. ما نیز در درگیری‌های مرزی کوتاه نمی‌آمدیم و در پاره‌ای از مواقع با پخش اعلامیه در مناطق مرزی اینگونه وانمود می کردیم که ما توان دفع هر گونه ضربه‌ای را داریم؛ ولی به دنبال القای این مسئله بودیم که «ما و شما مسلمان هستیم و قصد جنگ با مسلمین را نداریم».

این دو مورد یعنی حمله 140 فروندی و هدایت هواپیمای ترابری غیرنظامی در فرودگاه اهواز را می‌توان یکی از هنرهای ارزشمند نیروی هوایی و پدافند هوایی دانست.

در آن روزهای آغازین جنگ و پیش از آن تعداد حملات در مقابل تعداد دفاع غیرقابل مقایسه است. بنابراین پاره‌ای از حرکت‌های اولیه را جهت آماده سازی خودشان انجام دادند و این باور هنوز در ما شکل نگرفته بود که رژیم بعث عراق با تمام قوا قصد نفوذ به عمق خاک کشورمان را دارد. البته حامیان‌ بعثی‌ها یعنی آمریکایی‌ها و غربی‌ها نیز در این جنگ بی تاثیر نبوده‌اند. با توجه به مستنداتی که موجود است، مسئولین عمق جنگ را باور نکرده و آن را تنها در مرزها می‌دیدند.

حتی در دوران دفاع مقدس هم سازمان نیروی هوایی و پدافند هوایی به صورت تفکیک شده از یکدیگر فعالیت می کردند، اما فرماندهی یکسان بود. پدافند هوایی به‌صورت مستقل و در یک سازمان مجزا ماموریت‌هایش را انجام می داد و سامانه فرمانده کنترل اتحاد بین نیروهای رزمی نیروی‌ هوایی و پدافند هوایی را شکل می‌داد. در حال حاضر سامانه فرماندهی و کنترل قرارگاه مسئولیت تامین فضای کشور را برعهده دارد؛ از این رو تمامی عملیات‌های هوانوردی بدون کنترل هوایی شبکه یک پارچه پدافندهوایی امکان‌پذیر نیست.

با فشارهایی که دشمن بر ما وارد کرد، وارد عملیاتهای ریز و درشت شدیم. عملیات کرخه توسط نیروهای سپاه و کمک ارتش انجام شد. در آن عملیات تک‌های محدودی انجام دادیم، این ضربات برای آنان غیرقابل قبول بود، زیرا برایشان این گونه تعریف شده بود که ایران توان مقابله ندارد. این تک‌ها نقش اساسی و محوری داشتند تا نیروها وارد صحنه شوند. روز دوم جنگ وصیت‌نامه نوشتیم و روز سوم وارد صحنه نبرد شدیم. در روزهای نخست جنگ پدافند هوایی وظیفه جنگیدن و آموزش را بر عهده داشت. این دوران، دوران شکوفایی نیروی هوایی و پدافند هوایی بود.

 
 
امتیاز دهی