مصاحبه ها

1396/6/5 يكشنبه

مستشاران آمریکایی قبل از انقلاب در پدافند هوایی ایران چه می‌کردند؟

خاطرات سرتیپ دوم بازنشسته پدافند هوایی علی اکبر باقری، پژوهشگر مرکز مطالعات و تحقیقات قرارگاه پدافند هوایی خاتم الانبیاء(ص) آجا

 

در فروردین ماه 1357 جهت طی دوره تخصصی سامانه AN/TSQ-73 که دستگاهی است وابسته به سامانه موشکی زمین به هوای هاک به همراه هفت نفر دیگر به کشور آمریکا اعزام شدم.پس از طی دوره تخصصی به گردان 11 هاک گروه پدافند هوایی تهران منتقل شدم و مسئولیت یگانی را که شعبه تقسیم آتش سامانه هاک نامیده می‌شد و در سایت رادار کرج قرار داشت عهده‌دار گردیدم.
تمامی کارکنان جمعی این یگان اعم از افسر و همافر دوره تخصصی را در خارج از کشور گذرانده بودند و علاوه بر آنها پنج مستشار آمریکایی هم بود که یک نفر از آنها نظامی و با درجه ستواندومی به نام ستوان وویس بود و چهار نفر دیگر پرسنل فنی تعمیر و نگهداری با لباس شخصی بودند، به طور کلی گردان های موشک زمین به هوای هاک با مشاور اداره می شد، آن طور که می گفتند حدود 42000 مستشار آمریکایی در ایران حضور داشته است.
مستشاران انگلیسی هم برای سامانه های پدافندی ساخت انگلستان و از جمله موشک های زمین به هوای راپیر در یگان های پدافند هوایی بودند.
تبعیض آشکار
نحوه خدمت ما بدین صورت بود که ابتدا به پایگاه هوایی مهرآباد می رفتیم و از آنجا با یک دستگاه اتوبوس عازم سایت رادار که در ارتفاعات مشرف به اتوبان کرج بود می شدیم که حدودا یک ساعت و نیم طول می کشید در هرحال ساعت 08:30 در سر خدمت حاضر بودیم لیکن مستشاران یک ساعت بعد از ما یعنی ساعت 09:30 می آمدند آن هم با یک ماشین اختصاصی که جیپ استیشن بود و به آن آهوی بیابان و عروس خیابان می گفتند و بهترین ماشین آن موقع بود. ضمن آنکه فوق العاده ماهانه ستواندوم آمریکایی حدود ده برابر حقوق یک سروان پدافند هوایی ایرانی بود.
ورود ایرانی ها ممنوع
وقتی کارکنان فنی تعمیر و نگهداری مستشار آمریکایی داخل دستگاه کار می کردند پرسنل ایرانی اعم از فنی یا عملیاتی حق ورود به داخل را نداشتند و ما نمی دانستیم آنها چکار می کنند، زمانی هم که سوال  می کردیم می گفتند تنظیمات داخل دستگاه را انجام می دهند، یک روز به افسر آمریکایی گفتم خوب حالا که کارکنان فنی شما اینجا هستند پس آموزش های حین خدمت را به کارکنان فنی ما آموزش بدهند و اجازه دهید آنها هم داخل دستگاه بروند وی در پاسخ گفت: «موضوع آموزش پرسنل فنی ایرانی به عهده ما نیست و این موضوع در قرارداد نیامده است. » از سوی دیگر ما هم قراردادی را که در این خصوص بین ایران و آمریکا منعقد شده بود در اختیار نداشتیم تا برابر آن از آن ها خواسته‌هایمان را مطالبه کنیم. وقتی هم با رده بالاتر یعنی گردان هاک مکاتبه می کردم فرمانده گردان هم اطلاعی از قرارداد نداشت.
آمریکائیها جرات امتحان دادن نداشتند؛
یک روز جلسه‌ای گذاشتیم با حضور کارکنان ایرانی و آمریکایی تا در خصوص عملیاتی شدن سامانه موردنظر صحبت کنم، گفتم من مشکلی در عملیاتی کردن دستگاه نمی بینم زیرا همه چیز آماده است و حداکثر   می‌توانیم با ارائه آموزش ها و تمرین های لازم حداکثر تا شش ماه دیگر سامانه را عملیاتی کرده و وارد مدار عملیاتی نمائیم همه چیز مهیا است. افسر آمریکایی با لحن معترضانه ای به من که در آن زمان دارای درجه سروانی بودم گفت: « کاپیتان چگونه این موضوع را مطرح می کنید حال آنکه در برنامه هست که حداقل این سیستم دو سال دیگر عملیاتی شود؟»
من که از گفته وی ناراحت شده بودم گفتم ببین من در کشور شما و در بین دانشجویان 50 کشور و از جمله افسران آمریکایی در دوره آموزشی مربوط به این سامانه شاگرد اول شده‌ام و این هم تاییدیه مکتوب آن، حالا بیا قراری بگذاریم یک تیم ایرانی و آمریکایی سوالاتی را طرح می کنیم هم نظری و هم عملی و مسابقه ای می‌گذاریم بین کارکنان ایرانی و آمریکایی  با یک هیئت داوری مشترک و امتحان  می‌گیریم هم فنی و هم عملیاتی، اگر شما توانستید رتبه ای بالاتر از پایین ترین نفر ایرانی کسب کنید حرف شما را قبول می کنم وگرنه شما باید برنامه کاریتان را اصلاح کنید و زودتر سامانه عملیاتی شود. ولی او و آمریکایی های دیگر حاضر به این امتحان نشدند. بعدها فهمیدیم که تعداد زیادی از آنها اصولا اطلاعات تخصصی بالایی ندارند و احتمالا برای اهداف دیگری در قالب مستشار آمده بودند.
خوردن از توبره و از آخور
آمریکایی‌ها یک ساعت دیرتر از ما می‌آمدند و یک ساعت هم زودتر محل کار را ترک می کردند. زمانی که می‌خواستند به مرخصی بروند فقط روز قبل به من خبر می‌دادند که از فردا مثلا 15 روز مرخصی هستند،  هم از تعطیلات رسمی ما استفاده می‌کردند و هم از تعطیلات رسمی خودشان مثل چهارم جولای که روز استقلال آمریکاست و یا تعطیلات دیگر، در حالی که ما که در آمریکا دوره می دیدیم تابع تعطیلات رسمی آمریکا بودیم و در روزهای تعطیلی رسمی کشورمان سر کلاس حاضر می‌شدیم.
جناب سروان دنبال دردسر می گردی؟
یک بار آمار حضور و غیاب یک ماهه آمریکایی ها را با ذکر دقیق روز و ساعت ورود و خروج و موضوع فوق را به فرمانده گردان هاک گزارش کردم و همچنین وضعیت آموزشی همافران و اینکه با وجود چهار نفر کارکنان فنی آمریکایی، آموزش حین خدمت همافران ما که در آن زمان یکی از الزامات آموزشی و ارتقاء  به سطح بالاتر محسوب می شد و توجه فوق العاده‌ای هم  روی آن بود، انجام نمی شود را متذکر شدم که آمریکایی‌ها می گویند این موضوع در قرارداد فیمابین آمریکا و ایران نیست و خواستار ارسال یک نسخه از قرارداد را کردم ولی پاسخی دریافت ننمودم، پس از چندین مرحله پیگیری فرمانده گردان مرا احضار کرد، نزد وی رفتم. وی گفت: « جناب سروان مگر دنبال دردسر می گردی من هم قبلا چندین بار این موضوع را به ستاد بالاتر گزارش کرده‌ام لیکن گفته‌اند به تو مربوط نیست کارت را انجام بده به این امور دخالت نکن، فهمیدم که ورود به این حوزه خط قرمز فرماندهان و مسئولین ایرانی تلقی می‌گردد.»
غلام حلقه به گوش آمریکائیها
یک روز زمانی که به سایت رادار رفتم دیدم یک فروند بالگرد در محوطه سایت نشسته است. کارکنان شیفت                هراسان دنبال من می گشتند و می ترسیدند که وارد سالن محل کار بشوند، گفتم موضوع چیست؟ گفتند یک سرلشکر و یک سرتیپ از معاونت طرح و برنامه نیروی هوایی به همراه یک سرهنگ مستشار آمریکایی آمده‌اند و سراغ فرمانده قسمت را می گیرند، برو ببین چکار دارند. وارد شدم ادای احترام نمودم و خود را معرفی کردم، بدون اینکه با من دست بدهند سوالاتی را پیرامون چگونگی کار مطرح کردند. وقتی به تابلوی نمودار وضعیت آموزش حین خدمت کارکنان فنی و نگهداری رسیدند، سوال کردند که چرا آموزش حین خدمت همافران انجام نشده است؟ به آنها گفتم که آمریکایی ها می گویند این آموزش در قرارداد آنها نیست و در این خصوص مسئولیتی ندارند، از سوی دیگر چهار نفر کارکنان فنی آمریکایی اینجا هستند و نه تنها آموزش نمی‌دهند بلکه کارکنان ایرانی را به داخل دستگاه راه نمی‌دهند و ما هم قرارداد را در اختیار نداریم تا بدانیم چه موضوعاتی را بایستی از آنها مطالبه کنیم، در هر حال اگر هم این موضوع در قرارداد نیست پیشنهاد کردم آن را اصلاح نمایند تا آموزش حین خدمت همافران توسط آمریکایی‌ها اجرایی شود. سرلشکر ایرانی بدون اینکه پاسخی به من بدهد همین موضوع را به انگلیسی از سرهنگ آمریکایی سوال کرد، سرهنگ آمریکایی هم عینا پاسخ مرا به وی گفت و تیمسار قانع شد و به حرکت خود به قسمت دیگر ادامه داد، به ایشان گفتم تیمسار حرف بنده را که قبول نکردید ملاحظه نمودید که سرهنگ آمریکایی هم همه گفته های مرا به شما گفت، وی در پاسخ گفت: صحبت نکن سروان.
به راستی که این وضع برای من خیلی خیلی ناراحت کننده بود که یک فرمانده ایرانی حرف افسر مسئول هم وطن خود را قبول نکرد و هیچ عکس‌العملی در مورد این موضوع مهم که مهم ترین مسئله آن روز نیروی هوایی و پدافند هوایی که پیشرفت دانش تخصصی کارکنان فنی بود و ارتقا درجه و حقوق و همه چیز آنها به این دوره‌ها بستگی داشت در مواجه با آمریکایی‌ها نادیده گرفته شد.
در هر حال با این وضعیت، ارتقاء دانش، پیشرفت و خلاقیت و ابتکار عمل کارکنان در مواجهه با این        خط قرمزها متوقف می‌گردید و عملا فرماندهان یگان‌های تازه تاسیس که دارای تجهیزات آمریکایی بودند و بالاجبار بایستی برابر برنامه های آنها حرکت کنند، خودشان اختیاری در این خصوص نداشتند. این امر مصداق فرمایش حضرت امام راحل رحمت الله علیه بود که در بهشت زهرا خطاب به ارتش فرمودند: «آقای سرلشکر نمی خواهی آقا باشی؟ می خواهید نوکر باشید؟!»
 چندی بعد حدود دو ماه قبل از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران مستشاران آمریکایی بدون هیچ گونه اطلاع و سر و صدایی ایران را ترک کردند ولی همین تجهیزات موشکی زمین به هوای هاک پس از رفتن آنها و در جنگ تحمیلی با تلاش و ایثار و دانش و توکل به خداوند کارکنان غیور پدافند هوایی با حداکثر ظرفیت به جنگ با هواپیماهای دشمن بعثی رفته و با تغییر در آرایشهای فنی و تاکتیک‌های ابتکاری در برخورد با موشک های ضدرادار هواپیماهای دشمن، تعداد زیادی از آنها را سرنگون نمودند و در سایه ایجاد امنیت نسبی  آسمان مناطق عملیاتی توسط پدافند هوایی و نیروی هوایی قهرمان ایران،  عملیات‌های گسترده زمینی در آزادسازی اراضی تحت اشغال میهن اسلامی‌مان انجام گرفت و خاک مقدس کشورمان از لوث وجود دشمن بعثی پاک گردید.
درود و رحمت خداوند بر امام راحل (ره) و رزمندگان و شهدای گرانقدر انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی و شهدای پدافند هوایی و نیروی هوایی قهرمان و شجاع ایران، جانبازان و ایثارگران نیروهای مسلح که این امنیت را برای ما به ارمغان آوردند و آرزوی سلامتی و طول عمر با عزت مقام معظم رهبری و فرماندهی کل قوا و اینکه انشاالله خداوند این توفیق را به همه ما عنایت فرماید تا بتوانیم رهروان صدیق این شهدای    گران قدر باشیم. آمین یا رب العالمین
              

 
 
امتیاز دهی