مصاحبه ها

1396/6/5 يكشنبه

حضوری به بلندای هشت سال

مصاحبه با سروان بازنشسته مهدی اشتری، از رزمندگان پیشکسوت پدافند در هشت سال دفاع مقدس

 

گفتگو از: سیدجلال موسوی
در سال 1334 در تهران در یک خانواده نظامی فرزندی به دنیا آمد که او را مهدی نام نهادند. کسی آنروز نمی‌دانست که این فرزند یک روز به مقامی در شجاعت و رزمندگی خواهد رسید که همرزمانش بر هوش و ذکاوت او حسرت خواهند برد و فرماندهانش برخلاقیت و مهارتش افتخار خواهند کرد. در سال 1353 به استخدام نیروی هوایی درآمد. دوره تخصصی سامانه موشکی هاگ را با موفقیت پشت سرگذراند. هوش و توانمندی زایدالوصفش باعث شد که در سال 1355 جهت طی دوره موشک دوش پرتاب سام7 به جمهوری قزاقستان شوروی سابق اعزام شود و بعد از طی دوره، به وطن برمی‌گردد و تا آغاز جنگ تحمیلی، باقیمانده سامانه‌های پدافندی موجود در نیروی هوایی آنروز را با علاقه‌مندی و شور و شوق فراوان یاد می‌گیرد   سامانه‌هایی چون توپ ضدهوایی 5/14 میلی متری، 23میلی متری، 35 میلی متری اورلیکن و سامانه پدافندی اسکای‌گارد.
با آغاز جنگ در 31 شهریور 1359 به مناطق جنگی و عملیاتی اعزام می شود و هشت سال دفاع مقدس را در جبهه‌های حق علیه باطل به سر می‌برد و با سامانه‌های پدافندی که به زیبایی مهارت کارکردن با آنها را آموزش دیده بود به شکار هواپیماها، بالگردها و موشک‌های ارتش بعثی عراق می رود و مقام نخست را در ثبت بیشترین ضربه بر هواگردهای عراقی, از آن خود می کند و اکنون بعد از گذشت سالیان سال از پایان جنگ در سن 61 سالگی در سکوت راوی دفاع مقدس در مناطق عملیاتی جبهه های غرب، جنوب و جنوب غرب حاضر می شود و به مسافران کاروان‌های راهیان نور از آن روزهای دفاع و حماسه می‌گوید. از روزهای شور و عاشقی و از شبهای همیشه بیدار سنگر. به بهانه فرارسیدن 29  فروردین، سالروز ارتش جمهوری اسلامی ایران به سراغ وی رفتم و با او هم صحبت شدم تا بشنوم ناشنیده‌ها را، تا گوش کنم ناگفته‌ها را، تا دریابم عمق حقایق ایثار و فداکاری یک ملت را, تا به نظاره بنشینم اوج بلندای شجاعت و شهامت مردان مرد را. آنچه در ادامه می خوانید ماحصل این گفتگوست.
 
 
جناب اشتری اگر هشت سال جنگ تحمیلی را یک فیلم مستند تمام عیار ایثارگری و جانبازی بدانیم، نقش شما از ابتدا تا انتهای این مستند چه بود؟
با آغاز جنگ تحمیلی از اول مهرماه سال 1359 به جزیره خارک اعزام شدم و تا 26 بهمن ماه همان سال در جزیره ماندم و با سامانه‌های پدافندی ارتفاع پست به شکار هواپیماهای دشمن بعثی رفتم. در کنار حفاظت از آسمان جزیره، به کمک ناوچه‌های نیروی دریایی ارتش نیز می‌رفتم و با سامانه توپ‌های ضد هوایی مستقر بر روی ناوچه‌ها و همچنین موشک دوش پرتاب سام7 به جنگ هوایی با دشمن بعثی می‌پرداختم. 26 بهمن فرا رسید و از جزیره خارک به گروه پدافندی آبدانان در استان ایلام منتقل و بعد از مدتی از آنجا به دزفول رفتم. همکاری با لشگر 21 حمزه سیدالشهداء(ع) در کسوت مسئول آتشبار توپ های 23 و 5/14میلی متری در مناطق کرخه، پل نادری و عین خوش به مدت 3 ماه و مجددا به آبدانان برگشته و به مدت 45 روز دیگر در آنجا ماندم. منطقه بعدی اعزام به پایگاه هوایی تبریز و ماموریت محوله استقرار سامانه موشکی هاگ در اطراف شهر تبریز بود. سامانه را مستقر کردیم و تا 31 خرداد ماه سال 1361 در آنجا ماندم. سپس بنا به دستور به تهران منتقل شدم و تا سال 62 در تهران بودم. دوباره به اصرار خودم به منطقه عملیاتی مریوان در استان کردستان رفتم و در آنجا در عملیات والفجر4 شرکت جستم و سپس به جزیره مجنون رفتم و افتخار حضور در عملیات خیبر را نیز داشتم. در ادامه جهت تکمیل دوره توپ 35میلی متری اسکای‌گارد به تهران آمدم و پس از طی دوره به عنوان سرپرست آتشبار اسکای‌گارد مدتی در مهرآباد تهران خدمت کردم. در اواخر سال 1363 در عملیات بدر شرکت کردم و در منطقه هورالعظیم و هورالهویزه در مسئولیت آتشبار اسکای‌گارد در آن عملیات  انجام وظیفه کردم. در تابستان 64 در عملیات قادر2 در پیرانشهر  و کلاشین اشنویه حضور داشتم و در آن عملیات‌ها توانستم دو فروند هواپیمای میراژ و یک فروند سوخو22 را در آسمان شکار کنم و یک خلبان عراقی را هم به اسارت خود درآوریم. بعد از پایان عملیات به تهران برگشتم. در مرخصی به سر می‌بردم که برگه ماموریت دیگری برایم صادر شد و آن حضور مجدد در جزیره خارک جهت استقرار اولین سامانه اسکای‌گارد در آن جزیره. اسکای‌گارد در جزیره خارک مستقر شد. موشک‌های اگزوست، کرم ابریشم و ضدرادار دشمن بعثی امان ناوها، ناوچه ها، اسکله های نفتی و رادارهای ما را بریده بود. برای اولین بار طرحی دادم که با سامانه اسکای‌گارد می‌توانستیم این موشکها را منهدم و یا مسیر آنها را منحرف نمائیم. این طرح پذیرفته شد و با موفقیت نیز عملیاتی شد و ما توانستیم تعداد زیادی از این  موشک‌ها را منهدم و یا آنها را از مسیر خود منحرف نمائیم. در 18بهمن سال 64 به شهر اهواز جهت شرکت در عملیات والفجر8 اعزام شدم و در این عملیات که با افتخارترین عملیات برای پدافند کشورمان بود توانستیم با سامانه‌های پدافندی, 74هواپیما، 11فروند بالگرد و دو فروند موشک ضد رادار دشمن بعثی را منهدم و ساقط نمائیم که بنده خود شخصا 8 بالگرد دشمن را ساقط کردم. بعد از عملیات والفجر 8، در سال 65 به درخواست نیروی زمینی جهت شرکت در عملیات حاج عمران به پیرانشهر اعزام شدم و به مدت یک هفته در آنجا بودم که به حمدالله در این عملیات نیز توانستیم تعداد 28 فروند از انواع بالگرد های ارتش بعث عراق را ساقط و منهدم نمائیم. برگشت مجدد به جزیره خارک و حضور تا دی ماه سال 66 و مجروحیت جنگی که جهت مداوا مرا به تهران اعزام نمودند و بعد از بهبودی تا پایان جنگ تحمیلی در مسئولیت سرپرست آتشبار پدافند پالایشگاه تهران و منطقه نظامی پارچین انجام وظیفه نمودم و پس از پایان جنگ نیز تا 11 سال در مواضع پدافندی تهران خدمت کردم و در سال 1378 به افتخار بازنشستگی نائل آمدم.
شما در طراحی عملیات‌های پدافندی مهارت و ابتکار عمل داشته‌اید, در صورت امکان به چند مورد آنها اشاره کنید؟
بنده طرح‌هایی برای وارد ساختن ضربه بیشتر به دشمن و سلامت بیشتر نیروهای خودی به شهیدان       سر‌لشکر ستاری و بابایی در طول هشت سال ارائه دادم که خوشبختانه مورد پذیرش قرار گرفت که در اینجا به برخی از مهم ترین آنها اشاره می کنم. طرح چیدمان سامانه‌های پدافندی در سال 63 که بخشی از آن در عملیات والفجر 8 اجراء شد . طرح سایت‌های فریب , طرح انهدام موشک‌های ضدرادار با سامانه اسکای‌گارد که در کنار سایت‌های هاگ قرار گیرند. طرح انهدام موشکهای اگزوست و کرم ابریشم با سامانه‌های     اسکای‌گارد و طرح دیده‌بانی به صورت گردانهای مستقل هماهنگ و مرتبط با یکدیگر و بکارگیری    موشک‌های سهند 3 جهت غافلگیری در عملیات ارتفاع پست هواپیما‌های دشمن .
از جمله افتخارات شما حضور مجدد در مناطق عملیاتی دوران جنگ تحمیلی در کسوت راوی گری دفاع مقدس است.چگونه در این کسوت انجام وظیفه می نمائید؟
در سال 1386 به عنوان راوی دفاع مقدس نیروی هوایی ارتش وارد مناطق جنگی شدم و با استقلال و جدا شدن پدافند هوایی خاتم الانبیاء(ص) از نیروی هوایی، در مناطق عملیاتی مربوط به این نیرو حضور پیدا  می‌کنم؛ مناطقی مانند اروندرود، چزابه و فکه و چهارسال است که در گروه معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی در کسوت استاد در جمع دانشجویان دانشگاههای افسری ارتش به مناطق عملیاتی جبهه های جنگ هشت سال دفاع مقدس می‌رویم و به آنها از تجربیات عملیاتی و خاطرات خود می‌گوئیم.
قرارگاه پدافند هوایی خاتم الانبیاء(ص) در کدام مناطق و شهرها اقدام به برپایی نمایشگاههای راهیان نور نموده است؟
در سال 1393 نمایشگاه راهیان نور در منطقه آب تیمور و در سال 1394 نمایشگاه راهیان نور در منطقه پادگان حمید حد فاصل کیلومتر 65 محور اهواز، خرمشهر، به صورت مشترک با سایر نیروهای ارتش برگزار گردید و امسال نیز در طرح راهیان نور جنوب و جنوب غرب، نمایشگاهی مختص قرارگاه پدافند هوایی  خاتم‌الانبیاء(ص) در گروه پدافند هوایی شهید جودکی اهواز و جزیره خارک برپا گردید و همچنین آنطور که من شنیده‌ام برای طرح راهیان نور غرب و شمال غرب نیز در تابستان امسال قرار است در کرمانشاه و پل قطور نمایشگاههای پدافندی جداگانه برپا گردد.
اجرای طرح راهیان نور را چگونه طرحی می دانید و چه فوایدی برای آن بر می‌شمارید؟
استقبال اعجاب‌انگیز مردم از گروه‌های مختلف بویژه قشر جوان و تحصیل‌کرده به مشهد شهیدان و ایثارگران هشت سال دفاع مقدس، گواه ارادت و سپاسگزاری خالصانه و جانانه مردم با شهیدان، جانبازان، ایثارگران و رزمندگان سالهای حماسه و دفاع است؛ یعنی ما قدر شما را می‌فهمیم و آنرا ارج می‌نهیم. یعنی شما در تاریخ نمانده‌اید بلکه اکنون و حالا نیز هستید. یعنی حضور گرم شما در قلب ما جاری و ساریست یعنی با شما می‌شود راه را پیدا کرد. یعنی با شما می‌شود تا آسمان رفت. یعنی با شما می‌شود به خانه دوست راه یافت. بی‌شک شما اسطوره‌های شجاعت، شهامت، پاکبازی، سلحشوری و شهادت‌طلبی هستید. برگزاری راهیان نور در آغاز سال جدید با رستاخیز طبیعت به ما پیام می دهد که ما نیز با یادآوری آن صبر و ظفرها می‌توانیم در درونمان رستاخیز دیگر به پا کنیم، یعنی حال افسرده زمستانی‌مان را می‌توانیم با نشاط     آلاله‌های عشق و شهادت سالهای دفاع مقدس، به احسن حال برسانیم و دلهای خسته و قلوب شکسته‌مان را جلایی بهاری و صیقلی عارفانه دهیم. پس راهیان نور پر از محصول نور است. حال خوش، طراوت روح، بصیرت باطنی، ایمان قلبی، معرفت عقلی، یقین عرفانی و در یک کلام «شهید ایمان درجام حضور» است. پس آنرا هر چند یک بار که شده دریابیم و عاشقانه سرکشیم.
با تشکر از اینکه وقت گرامی خود را در اختیار ما گذاشتید. موفق و پاینده باشید.
 

 
 
امتیاز دهی